گذشته کوهدشت شنیدنی های بسیار دارد. مردم نیازهای خود را با روشهای گوناگون برطرف می کردند یکی از نیازهای همیشگی مردم موضوع مهم اطلاع رسانی بوده که از ادوار گذشته تا کنون ادامه دارد. کوهدشت شهر کوچکی بود اطلاع رسانی یک موضوع به همه مردم کار سختی نبود . اخبار مهم شهر علاوه بر اینکه به صورت افواهی سینه به سینه می گشت با روشهای خاصی به اطلاع عموم مردم می رسید مثلا برای اینکه همه مردم از مرگ و مراسم ختم کسی باخبر می شدند کافی بود کسی کوچه به کوچه می گشت ودر منازل را میزد و خبر را به همه می داد اینگونه افراد را اصطلاحا "دنگ کر" یا" جار چی" می گفتند دنگ کر ها گاهی اوقات روستا به روستا هم می گشتند ومردم هر روستا را از مراسم مورد نظر با اطلاع می کردند هر چه شخص صاحب مراسم بزرگتر و مهمتر بود دامنه اطلاع رسانی  هم بیشتر می شد .گر چه برای این کار تخصص ویژه ای لازم نبود اما کم کم افرادی که مهارت می یافتند شناخته می شدند و انگیزه سپردن کار مهم اطلاع رسانی به آنها بیشتر میشد .همینگونه بود در باره مراسم عروسی و سایر مناسبتهای دیگر.

این اواخر در شهر کوهدشت کسی بود که  توانمندی اش برای این کار تثبیت شده بود و از این محل امرار معاش  هم میکرد به خاطر همین توانمندی در بین مردم شهر به "خروس" معروف شده بود .پیرمرد کوچه به کوچه شهر می گشت و خبر گم شدن گاوی، گوسفندی ،مرغی، خروسی ویا حتی کودک خردسالی را به گوش اهالی میرساند و بر پدر و مادر یابنده و تحویل دهند رحمت می فرستاد. به یاد می آورم که هر گاه از کسی چیزی گم می شد مردم با هم گفتگو میکردند که خروس را بیاور و دستمزدی به او بده یک روزه پیدایش میکند.

در سال ۱۳۲۹ بنای مسجد جامع کوهدشت نهاده شده به نظرم تا حدود از سالهای ۱۳۴۵  بلندگو نبوده حداقل در کوهدشت اما پس از نصب بلند گو بر پشت بام مسجد قدری کار مردم برای اطلاع رسانی راحت تر و نیاز آنها به اشخاص کمتر  شد .مردم چون کودکی یا شیئ گرانقیمتی یا بره ای و گوساله ای گم میکردند به خادم مسجد که بیش از همه صدای حاج حسن به گوشها آشناست مراجعه میکردندو او هم غالبا با جملاتی تکراری از بلند گوی مسجد  جار می کشید:"اهالی محترم کوهدشت توجه فرمایید توجه فرمایید پسر بچه ۴ساله ای به نام ... گم  شده هر کس پیدا کرده به مسجد جامع تحویل دهد"و این جمله تا چند بار تکرار میشد و ظرف چند دقیقه همه مردم از موضوع با اطلاع می شدند در باره اشیا پیدا شده هم همینطور بود. نکته جالب آنکه  حاج حسن و یا هر کس دیگری که از میکروفن مسجد صحبت میکرد گویی باید حتما فارسی صحبت می کرد و البته شنیدنی بود در آمیختن کلمات لکی ولری را با الفاظ فارسی .

(استفاده با ذکرمنبع بلا مانع است، لطفا امانت داری کنید.)

+ نوشته شده در یکشنبه بیستم تیر 1389ساعت 11:25 توسط کوهدشتی |